تبليغاتX
<-BlogAndPostTitle->

نانچیکوی دین
<-BlogDescription->

سلام

 

يكي از كلماتي كه تو دين ما خيلي در موردش حرف و حديث داريم حق هستش

دين بايد حق باشه

 

مذهب بايد حق باشه

 

جهاد بخاطر حق باشه

 

مردن اگر بخاطر حق باشه ارزشمند ميشه و....

 

اما اگر حق هاي بيروني رو بزاريم كنار و به وجود خودمون نگاه كنيم تمام اعضايي ما بر ما حق دارن و بر عكس

 

يكي از اين حقوق در ما حق روح بر جسم و جسم بر روحه

 

تو اعمال ما اين دو تا نبايد حق همديگرو بخورن.مثلا نبايد انقدر بريم تو فضا كه از اين جسم زميني غافل بشيم فضايي كه اينجا گفتم منظورم اعمالي كه نفع اخروي دارن.

البته هميشه جسممون رو بخاطر معنويات اخروي اذيت نمي كنيم خيلي از اين رژيمهاي نا درستي كه رو ح و ارداه ي ما در جهت دست يافتن بر اهداف دنيوي به جسم تحميل مي كنن هم يه جور نا ديده گرفتن حق جسم تو سطه رو حه.
پس تا اينجا روح ما براي تحقق اهداف دنيوي و اخروي به جسم فشار مي ياره
 اما روح ما هم مثل جسم حق داره

مثلا ميگه اقا 11 ماه از دست تو آسايش نداشتيم .با وضع خوردن و خوابيدن و... منو ازپيشروي در مسير كمالم باز داشتي اين يه ماه رمضون رو بيا به حرفم گوش كن.تحمل داشته باش و قيد يه سري از عاداتت رو بزن بزار من يه ماه برم بالا .يا مثلا روح ما حق داره به جسم عزيزمون بگه : فدات شم  من خودم مخلص اون چشماي قشنگتم اما از اين تا ريخ به بعد ديگه به نا محرم كم نگاه كن تو با اين كار نمي دوني چقدر منو مي كشي عقب!

 

به نظر حقير تا زنده هستيم گرچه نفس ما آميخته با روح و جسم ماست اما خودش داوربين اين دو تاست بايد خوب قضاوت كنيم كه نه سيخ بسوزه نه كباب كه قدما هم فرموده اند عقل سالم در بدنه سالم.

 

و حضرت كاظم عليه السلام به هشام فر موند: اي هشام ! لقمان به فرزندش گفت:"نسبت به حق متواضع باش تا عاقل ترين مردم باشي"

 

اي فرزندم!دنيا در يايي ژرف است بسياري از جهانيان در ان غرق مي شوند . كشتي تو در اين در يا بايد تقواي الهي باشد .سوخت ان ايمان.بادبانش توكل .نا خدايش عقل.راهنمايش علم و لنگرش صبر.

 

مخلص رفقاي خودمون كه اخركشتي و بادبان و لنگر و قايق و جت اسكي و ... هستن

يا علي

برام دعا كنيد كه پهلوناي جسم و روحم بد جوري به جون هم افتادن و دارن حق خوري مي كنن.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386;ساعت 20:28;  توسط  قاسمی;  | 
حکمت

سلام
 حضرت امير عليه السلام  مي فرمايند :چه بسا سخن كه از حمله ي مسلحانه كارگرتر است

 چند روز پيش يه حكمت تو نهج البلاغه ديدم  كه با خوندش  بد جوري خوردم تو ديوارو معني حديث بالا برام روشن تر شد.

 شما هم بخونيد اميد وارم مثل من نريد تو ديوار

 

حكمت 150
مردي از امام عليه السلام در خواست اندرز كرد . حضرت فرمودند :
 از كساني مباش كه بدون عمل صالح به اخرت اميد وار است و تو به را با ارزوهاي دراز به تا خير مي اندازد
در دنيا چو نان زاهدان سخن مي گويد اما در رفتار همانند دنيا پرستان است
اگر نعمتها به او رسد سير نمي شود ودر محروميت قناعت ندارد
از انچه به او رسيده شكر گزار نيست و از انچه مانده زياده طلب است
ديگران را پرهيز مي دهد اما خود پروا ندارد
به فرمان برداري امر مي كند اما خود فرمان نمي برد
نيكو كاران را دوست دارد اما خود رفتارشان را ندارد
گناهكاران را دشمن مي دارد اما خود يكي از گناهكاران است و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمي دارد اما در انچه كه مرگ را ناخوشايند ساخت پافشاري دارد
اگر بيمار شود پشيمان مي شود و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذاراني هاست
در سلامت مغرور و در گرفتاري نا اميد است
اگر مصيبتي به او رسد به زاري خدا را مي خواند و اگر به گشايش دست يافت مغرو رانه از خدا روي بر مي گرداند
نفس او با نيروي گمان نا روا بر او چيرگي دارد و او با قدرت يقين بر نفس خويش چيره نمي گردد.

در چه حالي عزيز دل؟
اگه تا حالا نخوردي تو دايوار مارم دعا كن
و
يه صلوات بفرست براي اينكه از اين به بعدش هم نخوري تو ديوار

براي ديگران كه گناهي كمتر از او دارند نگران و بيش از انچه كه عمل كرده اميدوار است
اگر بي نياز گردد مست و مغرور شود و اگر تهي دست گردد ما يوس و سست شود
چون كار كند در ان كوتاهي ورزد و چون چيزي خواهد زياده روي نمايد
چون در مقابل شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده و تو به را به تاخير مي اندازد
و چون رنجي به او رسد ازراه ملت اسلام دوري گزيند
عبرت اموزي را طرح مي كند اما خود عبرت نمي گيرد
در پند دادن مبالغه مي كند اما خود پند پذير نمي باشد
سخن بسيار مي گويد اما كردار خوب او اندك است
براي دنياي زود گذر تلاش و رقا بت دارد اما براي اخرت جاويدان اسان مي گذرد
سود را زيان و زيان را سود مي پندارد
از مرگ هراسناك است اما فرصت را از دست مي دهد

گناه ديگري را بزرگ مي شمارد اما گناهان بزرگ خود را كوچك مي پندارد
طاعت ديگران  را كوچك و طاعت خود را بزرگ مي داند
مردم را سر زنش كرده اما خود را نكوهش نكرده و با خود ريا كارانه بر خورد مي كند
خوشگذاراني با سرمايه داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست مي دارد
به نفع خود و بر زيان ديگران حكم مي كند اما هر گز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد
ديگران را هدايت اما خود را گمراه مي كند
ديگران از او اطاعت مي كنند و او مخالفت مي ورزد
حق خود را به تمام مي گيرد اما حق ديگران را به كمال نمي دهد
از غير خدا مي ترسد اما از پروردگار خود نمي ترسد

 

خب حالت خوبه؟
در سلامتي كامل به سر مي بري؟
الحمد لله

  اينايي كه خوندي 30 مورد بود
بالاي 15 تا از اين موارد در ما باشه جاي بسي نگراني و خود زني داره

يا علي هر كي نمره ي خودشو
حساب كنه
براي ما رد شده ها هم دعا كنيد


راستي ما يه چند روزي نيستيم  ان شا الله قراره هم قالب خودمون عوض بشه هم قالب اينجا
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386;ساعت 14:47;  توسط  قاسمی;  | 
خلوت

سلام
چند لحظه اي با اقا تو مسجد الحرام خلوت كنيد ان شا الله كه اين ارزو روزي به  واقعيت برسه

 گفتند خلايق كه تويي يوسف ثاني                   چون نيك بديدم به حقيقت به از اني

شيرين تر از اني بشكر خنده كه گويند              اي خسرو خوبان كه تو شيرين زماني

جان من اين چند خطو بريد تو فضا.......

سلطان عشق من عالمي فداي چشماي شما اقا جان.
وقتي يه بنده خدايي مي گفت شرط استواري كعبه وجود مبارك حجت خداست پس نگاه به كعبه مثل ديدن جمال مبارك بقيه الله اشك شوق تو چشماي اين گدا حلقه زد
گفتم خدايا شكرت حالا هر چقدر بخوام دور اقام مي گردم . تو عطر نفسهاي مهدي فاطمه عشقو تفسير مي كنم
با بردن اسم قشنگش و بسم الله اب زمزم مي خورم تا وجود كثيفم به اين بركت پاك بشه

 

 

 آقا جان زيبايي و عظمت چشمايه سياه شما رو تو جمال كعبه مي ديدم
مثل چشمايه عموتون عباس (ع) پر از شكو ه و مهربوني بود
مثل چشمايه امير المومنين (ع) پر از هيبت و مر دو نگي و محبت بود

 اي يار جمكرا نيه ما وقتي سر تا پا و جودم رو گره زدم به كعبه تازه فهميدم يعقوب چه حالي شد وقتي عطر پيراهن يوسف بهش رسيد . تازه جون گرفتن تو عطش نفسهايه عطر اگين شما  باورم شد

شهريارا وقتي رفتم و حجر السود رو بوسيدم با نيت بوسيدن دستاي مهربون و حيدري شما رفتم .
من بجايه مقام  جاي پاي شما رو بوسيدم و از صاحب خونه خواستم :

كه يارب المسجد الحرام   فرج اقا رو برسون و ما رو روز به روز مشتاقتر به حضرتش بگردان  و گفتم كه دل ما بچه شيعه ها چقدر براي اقا تنگه

به قول هلالي
اهاي خداي مهربون تنگه دلامون
براي صاحب الزمون تنگه دلامون
.
.
.

اللهم عجل لوليك الفرج


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386;ساعت 23:58;  توسط  قاسمی;  | 
دندون

سلام

 

من يه دوستي دارم اين عزيز دل من كاملا شكل توپه از لحاظر ظاهر. يعني اگه بخواهيم محيط و مساحت بدنش رو حساب كنيم بايد از فرمول هاي مر بوط به دايره استفاده كنيم
اما خيلي دوست داره كه خودشو درست كنه هر دفعه هم كه مارو مي بينه ميگه فلاني چي كار كنم........

خب  ما هم تا اونجايي كه تجربه داريم بهش مي گيم بايد چي كار كنه .

 

يه بار قبل از شام با هم بوديم . يكي دو ساعتي مخ هم ديگه رو تيليت كرديم  كه اقا اين حركت براي فلان جا خوبه و...
.
.
.
 رفتيم سر شام
 ما شا الله با سرعت جت مي خورد اول از همه شروع كرد به زور  سفر رو جمع كرديم . تازه بعدش هم رفت تو ي اشپز خو نه و يه دور هم اونجا خودشو خفه كرد

بعد شام بهش گفتم تو  به هيچ جايي نمي رسي حتي 1 كيلو هم نمي توني كم كني . ورزش هم به درد نمي خوره . خلاصه عزيزم فدات شم به قول الياس گلم من مخلصتم اما ديگه در اين مورد با من حرف نزن !

 

تا اينجا اينو رو داشته باشيد كه اين دوست ما سختي ورزش رو  با اون فيزيك تو پيش تحمل مي كنه اما يه كم از غذاش نمي زنه!

 خب خسته كه نشدي؟ يه صلوات بفرست تا بقيش رو بگم

آقا از طرفي من يه بنده خدايي رو مي شناختم ظاهرش مذهبي ما مان مثبت و...
اما باطنش رو خدا نصيب گرگ بيابون نكنه !
تو رفتار هم همين بود نمي دونم دو رو چند رو يا شايدم هزار رو بود.
از اونجايي كه يه دفعه ما رو محرم ديد حرف دلشو زد گفت فلاني: من نمازم روزه ام حجم كربلام حسين حسينم همه به جاست خيلي براشون ما يه مي زارم  . دلم مي خواد اقا رو ببينم اما نمي دونم چرا نميشه؟!!!.....
البته يه چيزي بگم بين خودمون بمو نه من با همه ي كارايه مثبتم فلان كار رو هم مي كنم .

 

 

 

 

 از نظر من اين دو نفر مثل همديگه هستن  هر دو مي خوان به كمال برسن اون يكي جسماني اين رو حاني. و تو اين راه سختي رو تحمل مي كنن  اما نمي تونن دندون پوسيده ي علاقه هاشون رو كه سد راه شده بكنن و بندازن دور و...

 

 

من به هر دو شون گفتم كه منكر لذت نمي شم . غذاي خوشمزه خوردنش لذت داره اون كار هم اگر چه گناهه اما لذت داره
ولي براي رسيدن به هدف بايد بريد.  اينكه گناه شيرينه حرف من نيست حرف اقا مجتبي تهرانيه  تو همين شب قدر امسال
تو مسجد بازار مي فر مود: خدا يا ما گناه رو دوست داشتيم برامون لذت بخش بوده كه رفتيم طرفش اما گناه كردن رو دوست نداشتيم چون مخالفت با تو بوده ...

رفقا اگه مثل من دندون پوسيده اي داريد كه بلا خره يه روز براي رسيدن به هدف بايد بكنيدش همين الان بگيد يا علي و از ريشه درش بياريد



يا علي
 التماس دعا از همه ي د ندان پزشکان عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386;ساعت 21:15;  توسط  قاسمی;  | 

سلام
یکی از رفقا از حقیر خواسته بودن در مورد دو پینگ و ورزش ایروبیک مطلب بنویسم . از اونجایی که حقیر رزمی کار هستم زیاد در مورد ورزش ایروبیک اطلاعات ندارم  اما چون خودم هم طالب طرح کردن بحث دوپینگ بودم فعلا این یکی رو از ما بپذیرید .

تعریف دو پینگ =استفاده ز هر ماده خارجی یا هر گونه ماده ی فیزیو لو ژیک خود بدن با مقادیر غیر طبیعی و یا راههای استعمال غیر عادی با انگیزه ی  افزایش مصنوعی و غیر شرافتمندانه ی کارایی فرد را در مسابقات دو پینگ می گویند.

حالا دو نوع دو پینگ داریم یکی روانی و دیگری جسمانی

دو پینگ روانی توسط روان شناس انجام میشه . نکات مثبت و منفی رو پیدا می کنن و روش کار میشه تا اعتماد به نفس ورزشکار بره بالاو...
اما دوپینگ جسمانی ...

اکثرا فکر می کنن دارو می تونه قدرت را زیاد کنه اما من اینجا به دو روش غیر داروئی اشاره می کنم .
 راستی اسم تعدادی از دارو ها رو بدونید بد نیست
اندروژن .انتی استروژن. انسولین. سوماترو پین . کراتین.هورمون ها و کورتون ها و....
فعلااسمشون رو داشته باشید . تو پست های بعدی در موردشون بیشتر تو ضیح می دم

 اما اون دو روش

 دست کاری هایی که با عث افزایش  نقل وانتقال اکسیژن در بدن میشه . می دونید که نقل و انتقال
اکسیژن در بدن توسط همو گلوبین انجام میشه و به همین دلیل دو پینگ خون یکی از روشهای مورد توجه.
یکی از شیوه هاش  اینطوریه که   چند هفته قبل از مسابقات خون اون فرد ورزشکار بی وجدان رو می گیرن  و سرم اون رو ازش جدا می کنن و در شرایط خاص نگهداری می کنن و یکی دو ساعت قبل از مسابقه به همون ورزشکار تزریق می کنن  این کار باعث افزایش گلبول های قرمز که وظیفه ی حمل اکسیژن رو در بدن دارن میشه و در نتیجه توان فرد بالا می ره

 روش بعدی
تجویز موادی که باعث افزایش حجم پلاسمای خون میشه مثل اریتروپوئیتن به مدت
۶ هفته تزریق و ۳ بار در هر هفته.
و روشهای دیگه....

خب زیاد ورزشکاری شد
حالا برای اینکه اون رفقای عزیزمون که دست بر زلف یار خوردن و خوابیدن و فعالیت نکردن دارن هم فیض ببرن یه چند بیتی از سعدی می یارم

 

 خدایا به ذات خداوندی ات                             به اوصاف بی مثل و مانندی ات
به لبیک حجاج بیت الحرام                             به مدفون یثرب علیه السلام
به طاعات پیران آراسته                                 به صدق جوانان نو خاسته
به پاکان کز آلایشم دور دار                             و گز زلتی رفت معذور دار.
                                              .
                                              .
                                              .

   یا علی
 التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386;ساعت 20:32;  توسط  قاسمی;  | 
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
اقا جان قبول که مجنون شما نیستم

قبول که تو گروه اون منتظران بی معرفتم

قبول که قدمی بر نداشتم

قبول که برای بردن اسم قشنگتون باید  از خجالت اب شم

شرمنده از گفتنش اما قبول که مثل لاتای سر کوچه و بازار اسم معشوق روی لبمه و دلم پیش هزار تا دلبر دیگه

قبول که شوق من مثل امواج می خوره به ساحل و بر می گرده حتی گاهی اوقات با گناه ساحل نازنینتون رو می رنجونه

قبول که خیلی  حالم خرابه

و قبول که شما از لیلی خیلی بهترید

این چند بیت دلداده گی نظامی رو از ما بپذیر

و در مورد کارای زشتم هم چیزی ندارم بگم جز اینکه

به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم
                                                                    بیابان بود و تا بستان و اب سرد و استسقا

 

 مجنون غریب دل شکسته                 در یای زجوش نا نشسته
یاری دو سه داشت دل رمیده              چون او همه واقعه رسیده
با ان دوسه یار هر سحرگاه                 رفتی به طواف کوی ان ماه
بیرون زحساب نام لیلی                     با هیچ سخن نداشت میلی
هرکی که جز این سخن گشادی          نشنودی و پاسخش ندادی
وانگه مژه را پر اب کردی                     با باد صبا خطاب کردی
کای باد صبا به صبح بر خیز                 در دامن زلف لیلی اويز             
گو انكه به باد داده ي توست              بر خاك ره اوفتاده ي توست
از باد صبا دم تو جويد                        با خاك زمين غم تو گويد
اي شمع نهان خا نه ي جان              پروانه ي خويش را مرنجان
اي درد و غم تو راحت دل                  هم مرهم و هم جراحت دل
قند است لب تو گر تواني                  از وي قدري به من رساني
                                      .
                                      .
                                      .

جهت تعجيل در فرج آقا صلوات
يا علي
التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386;ساعت 0:15;  توسط  قاسمی;  | 
کفتر دلت کجاست؟
سلام
یه داستان دیگه

داشتم به حرفای یکی ار رفقا گوش می دادم.
از اونجایی که تو منبر رفتن به نظر حقیر استاد یه و روی کمر بند اخوندیش یه عالمه خط به نشو نه ی دان دوخته شده   می دونه تو سخنرانیش چی بگه که  مخاطب رو شر منده ی خدا کنه.

ایشون یه داستا نی رو به نقل از استادش حضرت ایت الله امجد می گفت

قضیه اینجوری بود

این کفتر بازا برای خودشون عالمی دارن . روی کفتر شرط می بندن و خلاصه ....
 یه روز دو تا کفتر باز یه شرط می زارن و می رن کفتراشونو  چند کیلومتر اون طرف تر رها می کنن هر کدوم زود تر اومد خلاصه شر طو برده. اقا یکی از کفترا می یاد اما اون یکی نمی یادو صاحبش شر طو می بازه
.
.
.
 بعد از دو سال می بینه یه کفتری اومده نشسته سر پشت بوم  این کفتره خیلی شبیه کفتر خودش بود اقا در چند تا قفس رو باز می کنه کفتره نمی ره تا در قفس خودش رو باز می کنه کفتره می پره تو قفس.
می گفت این اقا کفترو چسبونده بود به سینش گریه می کرد و بهش می گفت بعد از دو سال برگشتی نمی دونی چقدر خوشحال شدم.
راوی می گفت : حالا اگر ما بعد از ۶۰ سال گناه بر گردیم در خو نه خدا . خدا چقدر خوشحال می شه؟!

 سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
                                                                   ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق
بود

اما رفقا ! حاجیتون برای صاحبش خوب کفتری نیست . روزی هزار بار می شینه و بلند می شه .می ره و بر می گرده.بی تعارف نشسته بلند می شیم....

کاش می شد از کفترای چند تا محل اون طرفتر دل بکنیم و برای همیشه جلد خو نهی صاحبمون باشیم .مشکل من و رفقای من اینه که دل بستیم به کفترای دنیا
سعدی در وصف ما ها می گه
هر که دل در پیش دلبری دارد
                                                  ریش در دست دیگری دارد
حالا این دلبر می تو نه هر چیزی باشه غیر از خدا


اما اقا صا حبمون بلده چطوری ما رو جلده خو نش کنه
یا قدرت گفتنه
دل خو شه عشق شما نيستم اي اهل زمين....به خدا معشوقه ي من بالاييست
رو بهمون مي ده

 يا مارو مي زاره سر راه كفتري كه خودش جلده حرمه  كه دسته اين كفتر لجباز و اما جاهل رو بگيره ببره بالا...
اما اين كفتر جلد خدا چي كارت مي كنه؟ كه تو هم بشي مثل خودش؟
سوزد مرا سازد مرا در اتش اندازد مرا
                                                        وزمن رها سازد مرا بيگانه از خويشم كند

 اما اين ۲ راه براي كفتراي بازيگوش اتفاق نمي افته مگر اينكه خودشون هم بخوان و از دور ارزوي جلد شدن حرم رو داشته باشن
يا علي

 

 التماس دعا از همه ي كفتراي جلد حضرت حق .

 حتما راههاي ديگري هم هست و من بيان نكردم . شما اگه مي دونيد به ما هم بگيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386;ساعت 1:10;  توسط  قاسمی;  |