تبليغاتX
<-BlogAndPostTitle->

نانچیکوی دین
<-BlogDescription->
سير معنوييه اموزش نانچيكو
سلام
خواهرا و برادراي محترم نمي دونم چقدر اهل ورزش هستيد؟

اما يه داستان ورزشي  از يكي از رشته هايي كه حاجيتون توش كار كرده مي گم و بعدش يه نتيجه گيري.

ابتداي كلام اگر كسي نمي دونه نانچيكو چيه يه سري به اولين پست بزنه .

يكي از سلاح هايي كه اگر شخص تازه كار و ناشي باشه و بدون اموزش بخواد با هاش كار كنه ممكنه بد جوري اسيب ببينه همين نانچيكوي ماست .

حاجيتون ورزش رزمي رو از سلاح سرد و نانچيكو شروع كرد. از اونجايي كه اين سلاح مظلوم ما تو دست برادران اراذل زياد ديده ميشه خانواده دل خوشي از اين كار ما نداشتن در نتيجه تنها پشتوانه اي كه با عث مي شد ۲ نيمه شب به بعد برم روي پشت بوم كار كنم علاقه ي  خودم بود وبس.


تا اينجا يه نكته
اينكه اگر عشق و علاقه ي تو واقعا تو مسير باشه حتي اگر همه چيز  عليه تو باشه دست از دامن يار نمي كشي .

خلاصه ما ارومترين  ساعت شب رو انتخاب مي كرديم و مي رفتيم جاي كه كسي ما رو نبينه و شروع به تمرين مي كرديم . تمرين چطوري بود؟
 تو سبكي كه ما كار مي كرديم ۶۰ تكنيك بود . اين ۶۰ تكنيك روي تمام نقاط بدن از پنجه ي پا تا بالاي سر مي چرخيد و چون نانچيكوي ما فلزي بود و ابتداري كارمونم بود تو هر تكنيك دو سه جاي ما كبود مي شد حتي وقتي حركات مربوط به سر و گردن رو تمرين مي كرديم سطح سر ما رشته كوه البرز بود و پاي چشممون  سيا  بنفش  سبز...
در نتيجه ما يه چند ماهي استخرو استين كوتاه و مهموني و... رو گذاشتيم كنار تا يه كم وضع جسمانيمون بياد سر جاي اولش.

نكته دوم
وقتي  وارد مسيري شدي كه دوستش داري حتي اگر تمام شرايط مخالف تو بود بايد سختي راه رو به جون بخري و بقيه مسير هاي لذت بخشي كه با اين نمي سازه رو بزاري كنار.

 اقا ما به هر زور و زحمتي كه بود تكنيكا و فرم ها رو ياد گرفتيم . از اون به بعد بود كه تازه فهميديم نا نچيكو چه لذتي داشته و ما بي خبر بوديم.

نكته سوم
بعد از سختي راه به اسوني مي رسي به لذت بردن از راهي كه اومدي و خنديدن به سختي هايي كه پشت سر گذاشتي .

جسارت نشه خدمت اساتيد محترم اما به نظر حقير اگه سير ياد گيري ما رو براي مسير بندگي خدا  استفاده كنيم . به جايه اينكه مثل هميشه خدا ما رو بغل كنه اين دفعه ما خودمون مي پريم تو بغل خدا.

يا علي
 التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386;ساعت 14:10;  توسط  قاسمی;  | 
فیگور موسی علیه السلام
 سلام
داشتم در مورد حضرت موسی علیه السلام مطالعه می کردم. رسیدم به داستان موسی و دختران شعیب علیه السلام  . اون جایی که مورخین و مفسرین می نویسن حضرت با پای برهنه و شکم گرسنه هشت شبا نه روز تو بیابون خدا راه رفت تا کم کم دور نمای شهر مدین پیداش شد .  نزدیکتر شد و دید یه عده چو پان دارن به گوسفنداشون اب می دن و دو تا دختر هم اون طرف منتظر هستن و رفت و ازشون سوال کرد چرا اینجا  هستید ؟ دخترا جواب دادن ما منتظریم مردا برن کنار تا بریم به گوسفندامون اب بدیم .

 حضرت رفت و چو پانا رو کنار زد و با یه سطل بزرگ که چندین نفر برای بالا کشیدنش نیاز بود اب اورد.

بعدش رفت زیر سایه درخت از خدا طلب خیر کرد و خوابید .

یه دفعه دید یکی از دخترا صداش می زنه و می گه : پدرم تو رو دعوت کرده تا مزد سیراب کردن گوسفندان رو به تو بپر دازه ....

 به نظر حقیر حضرت از اینجا تا در خو نه ی  شعیب علیه السلام  زیبایی رو حش رو به نمایش می زاره و به قول خودمون فیگور معنویی می گیره .
شاید اوج مبارزه و فیگور اون زمانی بود که حضرت به اون دختر فرمودن : من جلو راه می رم و شما از پشت سر مسیر رو به من نشون بده .
 این  یه دنیا درسه برای من و شما . اینکه بلد باشیم کی و کجا زیبایی رو حمون رو به خودمون و اطرافیانمون نشون بدیم .
و مطمئن باش که اگه تو بانک خدا سر ما یه گذاری کنی بهترین سود رو می بری .
همون طور که اون دختر به پدرش پیشنهاد داد موسی رو استخدام کنه و دلیلش برای این انتخاب قدرت روح و جسم موسی بود.
پدر جان! موسی را استخدام نما زیرا بهترین کسی که می توانی استخدام کنی کسی است که قوی و امین باشد  . سوره قصص ۲۶

و شعیب علیه السلام موسی رو استخدام کرد و یکی از دخترانش که صفوره نام داشت رو به ازدواج وی در اورد .
.
.
.

برادرای که مشکل مسکن اشتغال  ازدواج و پدر زن دارن !
 اگر موسی بشن خداوند بهشون شعیبی عطا خواهد نمود ان شا الله .
.
.
.
 خواهرا هم اگر حیا و عفت رو از دختران حضرت شعیب علیه السلام یاد بگیرن .
خداوند بهشون موسی عطا خواهد نمود ان شا الله


یا علی
 التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386;ساعت 0:16;  توسط  قاسمی;  | 
گرفتگی تصمیم یا عضله!
سلام
 دیشب داشتم با یکی از بندگان مخلص خدا صحبت می کردم یه اختلاف نظری پیش اومد . روش بحث کردیم وحاصل این شد که ایشون به ما فرمودن :
هیچوقت روی افراد نباید تصمیم عاجل گرفت
 داشتم روش فکر می کردم و به زبون خودم تفسیرش می کردم نتیجه این شد
تصور کنید
 مادر محترمتون یه اش رشته ی توپ پخته شما هم مثل بعضی از رفقای ما اش رو که می بینید دل و دین رو می بازید.به مادر محترم می گید

همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
           
                                                تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم

و ...
خلاصه قربون اشپز محترم می رید و بعد تا جا دارید می خوردید -
ظرفیت معد ه ها فرق داره بعضی یا ۱ کیلو بعضی یا ۲ کیلو بعضی یا هم قربونشون برم مثل ماشین لباسشویی تا ۷ کیلو جا دارن  شایدم بیشتر!
 بعد از تموم شدن و اش و تکمیل ظرفیت با یه الحمد لله بلند می شید می رید باشگاه . تو باشگاه سنگین شدید و حال و حوصله ی گرم کردن و دویدن رو ندارید حتی اونقدر سنگین هستید که بدون زدن حرکات کششی می رید سراغ رشته ی خاص خودتون.
مثلا تو باشگاه تار عنکبوت بادی بینگول کار می کنید
 اقا با بدن سرد و سنگین می ری وزنه می زنی . عضلات شما یا همون جا می گیره یا شانس بیاری برگشتی خونه می گیره .
تصمیم سریع و عاجل هم در مورد افراد همینه. اینکه بدون شناخت و امادگی قبلی روی اشخاص قضاوت کنی و براشون حکم صادر کنی . خلاصه یا همون لحظه حالت گرفته می شه  و از کار اشتباهت شرمنده می شی یا بعد از مدتی دوزاریت می افته
خلاصه
هیچوقت روی افراد نباید تصمیم عاجل گرفت .
یا علی
التماس دعا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386;ساعت 21:52;  توسط  قاسمی;  | 
قصاوت یا اسپاسم
سلام رفقا . حاجیتون قصد داره چند وقت یه دفعه چهر ه های ماندگار قلبشو بهتون معرفی کنه . ادمایی که از برکت و جودشون این یه ته استکان حرفو بلدیم بزنیم که وبلاگ خالی نمونه .


 یکی از این ابرار ما حاج اقا رضایی هستن و این اقا محسن ما یه اخوند تر و تمیز و تپل . با معرفت و لوتی واقاییه و البته یه کمی شیطون .تعریفا رو زیاد جدی نگیرید چون داییم بود پارتی بازی کردم .

خب گفتم یه کم شیطونه یکی از این شیطو نیاش اینه
اقا   به هر بنده ی خدایی  که میرسه از ۱۰ تا کلمه ۹ تاش عربیه!
مثلا
 حاج اقا خوبی؟ الحمد لله
 دایی جون عیدت مبارک. اسعد الله ایامکم سعیدا...
سر صبحونه چایی می خواد می گه فلانی صبحکم الله بالخیر...
بعد از ظهر کارمون داره می گه مساکم الله بالخیر...
با رفقاش حرف می زنه میگه سلام علیکم شیخنا....کثر الله اولادکم.....طرف شاکی میشه ... میگه خب ببخشید کثر الله ازواجکم
می گم محسن نانچیکوم قشنگه؟استغفر الله...
 طولانیش نمی کنم هزار جور تیکه داره واسه خودش



اقا ما تا همین ماه مبارک رمضان فکر می کردیم این مدل حرف زدن ریشه در شیطونی +اخوند بازیهداییمون داره
اما یکی دیگه از ابراری که بهش خیلی اردت دارم حاج شهاب اقایه مرادی  تو یه بحث تو ماه مبارک می گفت سعی کنید برای دوری از قصاوت قلب -همون اسپاسم عضله ی قلب خودمون-ذکر خدا رو توی صحبت های عامیانه ی خودتون بیارید .

اقا من تازه گرفتم مدل حرف زدن حاج محسن ما ریشه در شیطونیش نداره ریشه تو معرفتش داره ان شا الله ما هم بتو نیم ذکر خدا رو تو حرف زدنامون بیاریم . مخصو صا رفقایی که مثل بنده زیاد حرف می زنن.


 امید وارم بعد از خوندن وبلاگ  حقیر عوذ بالله از دستم نگفته باشید
یا علی
التماس دعا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386;ساعت 16:45;  توسط  قاسمی;  | 
تم مذهبی برای موبایل
 

برای ذخیره کردن روی عکس مورد نظر کلیک کنید




+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386;ساعت 14:53;  توسط  قاسمی;  | 
کراتین جسم و روح
 کراتین چیه؟
تو منابع گوشتی و جود داره. در یک کیلو گوشت قرمز ۵ گرم و در یک کیلو گوشت ماهی ۶.۵ گرم وجود داره. اما رفقای ورزشکار ما چون نمی تونن تو بر نامه غذایشون حجم زیادی گوشت بخورن از کراتین شیمیایی که بصورت کپسول و پودر و ... هست استفاده می کنن. حال اساسی که این ماده بهشون می ده اینه که چربی بدن رو می سو زو نه و  حجم عضلات رو افزایش می ده .
خب این مطلب رو یه کم دست کاری کنیم میشه.
تقوا چیه؟
 تو فضائل اخلاقی وجود داره . حاجیتون بخواد راحت و بی درد سر معنی کنه میشه عمل به واجبات و ترک محرمات .
وقتی محرمات رو می زاری کنار داری چربی سوزی می کنی وو قتی به واجبات عمل می کنی داری عضله سازی می کنی . حالا اگه اومدی اندروژن و انتی استروژن و هورمون و کورتون  و ... هم گذاشتی کنارش که به عبارتی میشه مستحبات زود تر هیکل قشنگ روحت می یاد رو فرم .
هر وقت هم خسته شدی و خواستی انرژی بگیری به جای عکس رنی کلمن و ..عکس شهدا رو بزن رو دیوار که هیکل رو حشون محشر بود و واکس براق کنندشون محبت محمد و ال محمد صلوات الله علیهم اجمعین بود .
پس در نتیجه اقا تقوا همون کراتینه خودمونه ۲ تا فرق داره فقط
یکی اینکه این مال  رو حه اون مال جسم
یکی دیگه هم اینکه کراتین هزار جور ضرر داره مثل کرامپ عضلانی و اشکالات کلیوی و افزایش فشار و خون و...اما تقوا هیچ ضرری نداره
خودم تضمینت می کنم!
یا علی
التماس دعا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386;ساعت 23:34;  توسط  قاسمی;  | 
تفاوت
سلام رفقا! نمی دونم چقدر ار تفاوت های بین خواهرا و برادرا خبر دارید؟
ما مخلص روح بلند و قشنگ هر دو گروه هستیم و قبول داریم که ان اکرمکم عند الله اتقاکم.
راه برای هر دو بازه هر دو می تونن با توان دین و تقوا تو مسیر تقرب با سرعت جت برن و هر دو با استفاده از عضلات دو قلو و چهارسر و همسترینگ از رو موانع گناه می پرن و اخر سر هم با نیزه ی حب اهل بیت علیهم السلام بلند ترین مانع رو پشت سر می زارن و بعدش یا علی مدد
حالا با نماز شب اگه دو پینگ کردید نوش جونتون اقا حلال است .
در بهشت واسه خواهرا همین  کناره  در برادرا چهار متر جلو تر .
این روحشون
اما یه کم تفاوت تو جسمشون هست قابل توجه فمنیست های عزیز!
 تفاوت :اندازه قلب خواهرا کوچکتر از برادراست
تا ثیر =بازه قلب خواهرا در حین ورزش کمتر از برادراست حدود ۱۰ در صد
تفاوت : اندازه یا طول استخوان های بلند  در خواهرا اندکی کمتر از برادراست
تاثیر= کارایی مهارت دویدن در برادرا بهتر از خواهراست
تفاوت: به اعتقاد اکثر کارشناسان خواهرا از نظر روحی و روانی نسبت به برادرا حساس تر و عاطفی تر هستند
تا ثیر= بروز خشونت های عمدی در ورزش خواهرا کمتر از برادراست
تفاوت: میزان انعطاف پذیری بافت های خواهرا بیشتر از برادراست
تا ثیر= خواهرا با ظرافت بیشتری قادر به انجام مهارت های ورزشی هستن
 فعلا این چند تا از ما داشته باشید.
 یا علی
 التماس دعا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386;ساعت 20:10;  توسط  قاسمی;  | 
کمی خدا شناسی
 سلام
امام با قر علیه السلام فرمودند:مردی از امام سوال کرد ای امیر مومنان !با چه چیز خدا را شناختی؟
ان حضرت جواب دادند:عرفت الله بفسخ العزائمو حل العقود و نقص الهمم.خدا را ازسست شدناراده های قوی گشوده شدن گرهای دشوار و در هم شکسته شدن تصمیم ها شناختم.
رفقا!
اگه تو را رسیدن به هدف با همه ی محکمی اراده چشمتون رو به روی مقصود بستید.
اگه گره محکم دلتون باز شد و یه راه تازه جلوی پاتون سبز .
یا حتی اگه خودتون هم با تصمیم مرحومتون دو تای شکستید و به دیار باقی شتافتید.
 شما رو به صاحب کلام صبر کنید!
در نرید در رو نداره!
چشماتون رو ببندید و یه سجده با حال برای اون مهربونی که خودشو اینطوری بهتون نشون داد برید.
برای عزیزی که یه دفعه تمام بر نامه های عبدش رو می ریزه به هم . البته اینم گفته:
که من می دونم و شما نمی دونید!
یه چیز دیگه گل پسر اقامون امام رضا علیه السلام . اقا جواد الائمه فرموده:
روز گار رازهای نهان را بر تو اشکار می کند.
 یا علی
التماس دعا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386;ساعت 14:5;  توسط  قاسمی;  | 
دلیل نام وبلاگ
یا من هو فی عهده وفی
سلام
تو اولین پست دلیل این اسمو برای وبلاگم می گم براتون.
نانچیکوی دین
دو تا دلیل داره .یکی اینکه این اسم ریشه در علاقه های بنده داره  به عبارت دیگه دین و ورزش اونم رزمیش در صدر اد لیست دوست داشتنه حاجیتونه .
و دیگری
اینکه نانچیکو چیه؟ یه سلاح سرده که از دو بخش استوانه ای که می تونه اهن یا چوب یا.... باشه+یه زنجیر که معمولا ۹دو نه داره تشکیل می شه .با وجود اسم و ظاهر خشننش ارامش بخشه
حالا اصل مطلب. نانچیکو شد سلاح سرد . حالا رفقا به نظر شما سلاح سرد دین چیه؟تو صدر اسلام شمشیر بوده. اما من عقیده دارم تو زمان ما سلاح سرد دین کلامه........
 به علی شیعه برای مسلمون و غیر مسلمون حرف حق داره ما بچه شیعه ها هم ترشی نخوریم حرف حق می زنیم  و خود اقامون هم می گه :چه بسا سخن که از حمله مسلحانه کار گر تر است.
حر ف اخر.
امروز برای حفظ دین هم باید نا نچیکویه چینیا رو بلد باشیم و هم نانچیکوی دین رو ـ این دو مورد نماده ـ که متاسفانه ورزشکارامون دینشون می لنگه و مذهبی یامون  قهرمان منچ هستن 
 یا علی
التماس دعا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386;ساعت 0:1;  توسط  قاسمی;  |